نیما کرمی و دو نقطه؛ احیای ادبیات فارسی با زبان امروزی مهلت ارسال آثار به سیزدهمین جشنواره مد و لباس فجر تمدید شد فیلم کوتاه «بی‌گناه» به جشنواره بین‌المللی آمریکا راه یافت قسمت‌های جدید «پت و مت» ساخته می‌شود + فیلم مستند بالی برای پرواز، پژواک عملیات اچ ۳ و پیام روشنی برای پایگاه نظامی دیه‌گو گارسیا آمریکا امشب، خلاصه قسمت‌های سریال پایتخت ۷ را ببینید جدول پخش فیلم‌های سینمایی امروز تلویزیون اعلام شد (۱۵ فروردین ۱۴۰۴) حسین قلی‌زاده، هنرمند مجسمه‌ساز، درگذشت انتقاد به زبان کمدی و با عرض معذرت دانلود قسمت یازدهم سریال پایتخت ۷ + تماشای فیلم بهترین سریال ۲۰۲۴ از منظر منتقدان از فردا روی آنتن است مروری بر کارنامه بازیگرانی که در سال گذشته رکورد زدند | پرکارترین بازیگر زن سینمای ۱۴۰۳ کیست؟ فیلم «پدرخوانده» کجا فیلم‌برداری شد؟ نظر بهتاش فریبا درباره استفاده از اسمش در پایتخت | تنابنده باید به من زنگ می‌زد کدام فیلم‌ها امروز از تلویزیون پخش می‌شود؟ (۱۴ فروردین ۱۴۰۴) واکنش اداره کل فرهنگ و ارشاد کرمان به لغو کنسرت حامد همایون انیمیشن «سفینه نجات» به مرحله تولید رسید نگاهی به حواشی «پایتخت ۷» دانلود قسمت دهم سریال پایتخت ۷ + تماشای فیلم جدول پخش فیلم‌های سینمایی امروز تلویزیون اعلام شد (۱۳ فروردین ۱۴۰۴)
سرخط خبرها

نگاهی کوتاه به زنان در شاهنامه | گردآفرید و رزم با سهراب

  • کد خبر: ۴۹۸۶۹
  • ۲۶ آبان ۱۳۹۹ - ۱۲:۳۶
نگاهی کوتاه به زنان در شاهنامه | گردآفرید و رزم با سهراب
رستم را فرزندی بود سهراب‌نام که نزد مادرش، تهمینه، بزرگ شده بود و هیچ نشانی از پدر نداشت. روزی از مادر جویای پدر شد و بعد از آنکه از پهلوانی پدر آگاه شد، به قصد پیدا کردن او و تلاش برای به پادشاهی رساندن پدر، عازم ایران شد. به خاک ایران که پای نهاد، هر آبادی‌ای را پشت سر گذاشت تا به دژ سپید رسید.
نفیسه زمانی | شهرآرانیوز - 

دژی بود کش خواندنی سپید
بدان دژ بد ایرانیان را امید

دختری در دژ زندگی می‌کرد که پدرش را گُژدهم نام بود و به دلاوری دخترش می‌بالید.

کجا نام او بود گُردآفرید/ زمانه ز مادر چنین ناورید

نگهبان دژ هُجیر نام داشت، چون چشمش به سهراب افتاد مانع از ورود او شد و فرجام نبردی تن‌به‌تن میان آن ۲ شد. سهراب بر هجیر چیره شد و خواست سر از تن دشمنش جدا کند که هجیر امان خواست و سهراب او را بخشید و به اسارت گرفت. چون خبر اسارت هجیر در دژ پیچید، گردآفرید از کار هجیر ننگش آمد و از دژ پایین آمد و گیسو پنهان کرد و، چون شیری آماده نبرد شد.
 
 
نگاهی کوتاه به زنان در شاهنامه | شیرین و وفاداری به همسر
 

سهراب، چون حریف را بدید، او نیز آماده جنگ شد. گردآفرید که در تیراندازی هنرمند بود، شروع به تیرانداختن سوی سهراب کرد. سهراب را حس حقارت و ننگ فراگرفت و سپر بر سر نهاد و با نیزه بر کمربند گردآفرید زد و زره بر تن او پاره شد. گردآفرید نیز نیزه سهراب را شکست. چون حریف را زورمند دید، پشت به میدان کرد و سوی دژ راهی شد. سهراب هم سوار بر اسب به دنبال او رفت. سهراب به گرآفرید نزدیک شد و نیزه را چنان سمت او هدف گرفت که کلاه‌خود از سرش افتاد.

رها شد ز بند زره موی او/ درفشان چو خورشید شد روی او
راز گردآفرید برملا، و دختر بودن حریف بر سهراب هویدا شد.

شگفت آمدش گفت از ایران سپاه
چنین دختر آید به آوردگاه
 

سهراب محو زیبایی گردآفرید شده بود و از او خواست دور شود، زیرا نمی‌خواست با او بجنگد. گردآفرید دانست که نتواند از دست وی رهایی یابد جز با درایت و چاره‌اندیشی. به‌ناچار گردآفرید لب به سخن گشود: ۲ لشکر نظاره‌گر نبرد ما بودند و چشمشان به ماست و حال که روی و موی من گشاده‌است، حرف و گفتگو بسیار خواهد بود. بهتر است خرد خویش را به کار بندیم. حال ۲ لشکر از آن تو است، اما بگذار این آشتی در نهان باشد و من از میان ۲ سپاه به دژ بازگردم که تو، خود، صاحب دژ هستی. گردآفرید این‌چنین دل سهراب را نرم کرد که او گمان به سازش برد. چون گردآفرید به داخل دژ رفت، در دژ را بستند. آنگاه او به بالاترین نقطه دیوار دژ رفت. رو به سهراب، بلند گفت: چرا بیهوده اینجا ایستاده‌ای؟ برو. سهراب از شنیدن سخن او غمگین شد و پاسخ داد: مرا توان شکست دژ و به دست آوردن ستمگری، چون تو هست. گردآفرید با خنده به سهراب گفت: بیهوده دل خود را امیدوار نکن که مرا سازشی با تو نیست. سپس سهراب از دژ دور شد.
 
 
 
نگاهی کوتاه به زنان در شاهنامه | شیرین و وفاداری به همسر
 
 
 
 
گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پربازدید
{*Start Google Analytics Code*} <-- End Google Analytics Code -->